هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
297
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
شب ، دزدان به جهت محافظت پاسبانى ، « 1 » نتوانستند خودى را به جمعيت حجاج بزنند ؛ ولى وقت غروب ، چند نفر از « قرهباغىها » كه وقت غروب آفتاب به جهت آوردن آب به خارج رفته بودند ، چند نفر عرب ريخته ، ايشان را لخت كرده ، پول اسكناس آنها را به خيال آنكه كاغذ بىمصرف است ، به آب انداخته ، رفته بودند . صبح ، همراهانش رفته ، به قدر 200 « منات » « 2 » پول اسكناس غنيمت آوردند . ما بين شمال شرقى « رابغ » در چهار فرسخى ، در دامنهء كوه « ميقاتگاه جحفه » است . در روى تل « مسجدى » و « علامتى » ساختهاند . چون مسافت زياد داشت ، كسى از حجاج به آنجا نرفت . « رابغ » در مفرق طرق واقع است . راه « سلطانى » و « فرعه » و « شرقى » ، از اين مكان از همديگر جدا شده ، به « مدينه طيبه » منتهى مىشود . راه ديگر نيز به طرف « جدّه » از اين مكان مىرود . آب « رابغ » منحصر به 3 چاه است ، [ و ] نسبت به ساير آبها بسيار خوب و گوارا است . روز بيست و نهم ماه [ ذى حجة 1296 ه . ق . ] را حجاج به جهت استراحت و آسايش در اين مكان اقامت كرده ، در غرّهء ماه محرم به سمت « مدينه » حركت كردند . دوشنبه ، غرّه محرّم الحرام 1297 [ ه . ق . ] امروز ، بعد از طلوع آفتاب حركت كرده ، حوالى ظهر به « وادى وهابى » رسيديم . دهى مسمّى به همين اسم در طرف يمين راه واقع شده بود . اين وادى چنان به دريا نزديك بود ، كه امواج دريا و كشتىها [ ى ] بادى ، خوب نمودار بود . [ مستوره ] فى الجمله ، وقت غروب آفتاب ، به مكانى مسمّى به « مستوره » « 3 » رسيده ، شب را در آنجا به سر برديم . نخلستان مختصرى نزديك اين مكان نمايان بود ، و غير از چاهى كه آب شور داشت ، ديگر آبى يافت نمىشود . جمالان به عادت مهمودهء خود در ميان حجّاج خبر دادند كه در اين منزل
--> ( 1 ) . در اصل : پاسپانى ( 2 ) . در اصل : مناط ( 3 ) . Masturah .